فضل الله مهتدى

21

خاطرات زندگى صبحى و تاريخ بابيگرى و بهائيگرى ( فارسى )

* * * . . . من در كتاب پرارج « پيام پدر » كه بارها در 268 صفحه منتشر شده ، در چهارده مورد « 1 » اسم « كتاب صبحى » را خوانده بودم كه صبحى مطلبى را به آن حواله داده بود ؛ ولى اين كتاب چون پنج شش سال قبل از تاريخ تولد اينجانب چاپ شده بود و نسخ آن ناياب بود ، علىرغم همه‌ى كوشش‌ها به‌دست نيامد ! . . . صبحى در « پيام پدر » مىنويسد : « بيست سال پيش من دفترى به‌نام كتاب صبحى نوشتم و چاپ و پخش كردم . » « 2 » باز در همان كتاب مىنويسد : « . . . از گزند بهائىها در زنهار نيستم . هر جا پا مىنهادم و آنها درمىيافتند ، مىرفتند و بدگويى مىكردند و دروغ‌ها مىگفتند ، به‌ناچار كتاب صبحى را چاپ و پخش كردم تا مردم مرا بشناسند و نگهبانىام كنند . در سال 1321 كارمند فرهنگ شدم ، چون بهائيان اين سرگرمى مرا در فرهنگ ديدند ، باز به جنب و جوش افتادند ، ولى كتاب صبحى به فريادم رسيد . » « 3 » صبحى « در پيام پدر » مىنويسد : « من اين كتاب را براى آن نوشتم تا آنهايى كه از نيرنگ و افسون اين دسته آگهى ندارند ، بدانند كه در اين روزگار چگونه مردمى ناجوانمرد پيدا شده كه براى برهم‌زدن آسايش مردمان و فريب ساده‌دلان ، آئينى ساخته و به سخنانى دو پهلو پرداخته و در ميان مردم هياهويى انداخته‌اند . . . » . . . . نسخه‌هاى « كتاب صبحى » كه به سال 1312 شمسى در مطبعه‌ى دانش تهران چاپ شده بود ، در طول 42 سالى كه از تاريخ طبع آن مىگذشت ، « 4 » ناياب گشته بود ، ولى به فكر من آمد كه اگر نسخه‌اى از آن به دست آيد ، براى آگاهى نسل جوان از

--> ( 1 ) . پيام پدر ، چاپ اميركبير ، صص : 15 ، 35 ، 53 ، 69 ، 79 ، 103 ، 121 ، 166 ، 167 ، 194 ، 205 ، 250 ( 2 ) . همان ، ص 10 و 205 ( 3 ) . همان ( 4 ) . در تاريخ 1343 . . . و اكنون كه از تاريخ چاپ اول آن 75 سال مىگذرد . . .